بازنگری در فرایند جهانی سازی بعد از بحران کرونایی (خروج ازچین محوری در تولید کالاها)

    
  
 
 

 

                                                                                                                                                                                                               

مجله بنکر سال2020

 

بازنگری در فرایند جهانی سازی بعد از بحران کرونایی (خروج ازچین محوری در تولید کالاها)

یادداشتی از   :  بریان کَپلر مجله بنکر

 تاریخ انتشار :      دوازدهم فروردین 1399

  ترجمه : مهدی  استیفایی

 

 

 

 

جهانی سازی مزایای بسیاری را به همراه داشته است و میلیون ها نفر را از فقر در اقتصاد های نوظهور خارج کرده و قیمت کالاهای مصرفی را در بازارهای توسعه یافته کاهش داده است. اما در پسا بحران کرونا ویروس و تحت فشار های جوامع مردمی ، اکنون به یک بازنگری نیاز دارد.

یکی از تحلیلگران گفته است که همه گیری کرونا ویروس یک بحران جهانی است ولی نمی تواند بحرانی برای جهانی شدن باشد.اما سوال سخت برای رهبران سیاسی جهان این خواهد بود که بعد از فروکش کردن بحران کرونا ویروس در جهان . چگونه باید برای عملکرد بهتردر بحران های بعدی جهان را آماده کرد.؟

این دیگر کافی نخواهد بود که جهانی سازی را صرفاً به عنوان یک پدیده اقتصادی ببینیم که پیامدهای سیاسی و اجتماعی ندارد.    بی پرده تر بگوییم ، تولید همه کالاهای تولیدی ارزان قیمت در جهان ،که کشور چین سردمدار بزرگ آن است زین پس در معرض خطرات بزرگی قرار دارد.

در شرایط فعلی که اکثر خطوط هوایی بزرگ جهان پرواز های خود را به حالت تعلیق درآورده اند، روشن است که کشورها برای تأمین کالاهای اساسی از جمله مواد غذایی و تجهیزات پزشکی به چندین منبع تأمین نیاز دارند و آنها به یک برنامه به روز شده در مورد چگونگی برگشت مجدد تجهیزات به سرعت در شرایط بحرانی نیاز  خواهند داشت.

اما مهم تر از زنده ماندن در شرایط بحرانی کرونا ویروس ، آمادگی برای تغییرات عمده ایست که در پسا کرونا به سرعت اتفاق خواهد افتاد.

فن آوری ها (از جمله هوش مصنوعی ، داده پردازی و چاپ سه بعدی) موجب کاهش مداخله مستقیم نیروی کار در فرایند تولید شده اند. به طوری که با کاهش بعد مسافت و پرهیز از حمل و نقل کالاهای کم ارزش در مسافت های طولانی و نزدیکی به مصرف کننده نهایی کالا ، موجبات  کاهش اثرات گاز های گلخانه ای مانند کربن و بهبود شرایط آب و هوایی را در پی داشته، همچنین موجبات اخذ تدابیر و سیاست های جدیدی را برای آن دسته ازمعدود مشاغل آلاینده با درآمد بالا را در این راستا فراهم خواهد آورد.

این امر به معنای از بین رفتن فرصت های صنعتی شدن برای کشور های در حال توسعه نخواهد بود . اما قبل از این که همه این اتفاقات بیفتد ،

احتمالاً  از این پس کشور چین آخرین کشوری خواهد بود که از طریق بهره گیری از سیاست های توسعه اقتصادی بر پایه نیروی انسانی کار ارزان قیمت به توسعه  یافتگی دست یافته است.

من یک وبلاگ در مورد آن در سال 2017 نوشتم ( نویسنده : بریان کَپلر).

بنا بر این اقتصادها و سیستم های مالی توسعه یافته باید در فکر این موضوع باشند که چگونه می توان از مزایای فن آوری هایی از این دست در فرایند های کسب و کار نوظهور بهره برده و سود کسب کنند .از زمان بحران جهانی مالی ، اکثر بانکهای تجاری در واکنش به قوانین سختگیرانه درخصوص کسب و کارهای خانگی و منطقه ای خود عقب نشینی کرده اند. آنها باید منتظر آن باشند که برخی از کسب و کار ها که قبلا از بازار خارج شده بودند به مرور به کسب و کار خود برگردند. آنها همچنین باید نسبت به شرکتهایی که در نتیجه بازسازی جهانی در پسا کرونا رشد خواهند کرد ، هوشیار باشند و اطمینان حاصل کنند که آنها به عنوان مشتری از آنها پشتیبانی خواهند کرد.

 

 

منبع :

https://www.thebanker.com/Editor-s-Blog/Rethinking-globalisation-after-coronavirus?utm_campaign=The%20Banker%20weekend%20engagement%20email%2012.4&utm_source=emailCampaign&utm_medium=email&utm_content=
 

 

Rethinking globalisation after coronavirus

 

Globalisation has brought many benefits, lifting millions out of poverty in emerging markets and bringing down prices of consumer goods in the developed markets. But if it was creaking after the financial crisis, and under more strain with the rise of populism, it will require a complete rethink now.

One analyst has said that the coronavirus pandemic is a global crisis not a crisis of globalisation but it’s hard to see political leaders seeing things that way when the emergency is over and the big questions start to be asked – such as how to be better prepared next time.  

It will be insufficient any longer to see globalisation as purely an economic phenomenon that does not have political and social implications. Put more bluntly, having all the world’s production of cheap manufactured goods concentrated in a handful of countries, of which China is the largest, involves huge risks.

In the current lockdown situation with airlines grounded, it’s clear that countries need multiple sources of supply for essential goods such as food and medical equipment and that they need an updated plan on how to get back up supplies moving fast in a crisis situation.

But there is more to this than just surviving through a crisis important as that is. The coronavirus pandemic will simply accelerate changes that were happening anyway.

Technologies (such as artificial intelligence, big data and 3D printing) have reduced the labour element in manufacturing such that it is becoming economic to locate plants nearer to the end consumer rather than ship low-value items halfway across the world. The emphasis on reducing carbon footprints for climate change reasons also supports this approach as does the politics of having some of the few higher paid manufacturing jobs that this will create located in the consuming countries.

This is not to deny frontier markets the chance to industrialise. But before all this happened, it was likely that China would be the last country to develop through the cheap labour manufacturing route. I wrote a blog about it back in 2017.

So development economists and development banks need to be working out now how the benefits of these technologies can also be provided to emerging markets. Since the financial crisis, most commercial banks have been retreating to their home and regional bases in response to stricter regulation. They may now see some of the overseas business they had to give up come back into their sphere of operation. But  they also need to be alert to the companies that will grow as a result of the post-coronavirus global restructuring and make sure they are supporting them as clients.

Brian Caplen is the editor of The Banker. Follow him on Twitter @BrianCaplen

 

 

چرا حرف ح  در شرایط بحرانی  نسبت به حروف ج وم از اهمیت بیشتری برخوردار است

Why the G in ESG matters in times of crisis

مجله بنکر سال2020

چرا حرف ح در شرایط بحرانی  نسبت به حروف ج وم از اهمیت بیشتری برخوردار است !!!!

مولف  :  سیلویا پاوانی مجله بنکر

 تاریخ انتشار :      دهم فروردین 1399

  ترجمه : مهدی  استیفایی

بیماری واگیر کرونا ویروس بیش از هر چیز خواستار رهبری شجاعانه و دولتمردانی صدیق است. این شامل بانک ها و سایر نهادهای بخش خصوصی ، که از شهروندان و روابط اقتصادی که برای بهبود و ادامه حیات تلاش می کنند نیز می شود.

در چنین شرایطی اگر تمرکز اصلی بانک ها و نهاد های مالی بر بخش های زیست محیطی و یا اجتماعی معطوف گردد . بخش حاکمیتی با فرورفتن در نقش تطابقی در حاشیه خواهد افتاد. موسسات مالی عادت دارند که حسابرسی و کنترل های داخلی مناسبی را به منظور اثبات عدم انجام فعالیت های غیرقانونی در قبال مشتریان اعمال نموده و از انجام اقدامات مشکوک خودداری کنند. از طرفی اقدامات دولت ها نیز برای محافظت از حقوق سهامداران از اهمیت برخوردار است. با توجه به اینکه نیازهای ذینفعان نیز باید مورد توجه قرار گیرد ،اکنون تعریفی که از حاکمیت می بایست در چنین شرایطی بسیار گسترده تر باشد. اگر قبلا" تنها رعایت صرف مقررات مبارزه با پولشویی ضامن فعالیت بانکها و موسسات مالی بوده است ، درشرایط کنونی باید به نحوه رفتار این نهادها در جامعه و انجام مسئولیت های اجتماعی آنها بیشتر توجه نمود.

حاکمیت یا به عبارت دیگر قدرت رهبری در زمان بروز بحران بسیار با اهمیت است .

  • نقش بخش خصوصی

از آنجا که شیوع کروناویروس همچنان در سراسر جهان ادامه دارد ، حاکمیت قوی همچنان حرف اول را خواهد زد . در حالی که در درجه اول در دولت ها  باید اقدامات بی سابقه ای را برای محافظت از سلامت شهروندان و سیستم های خدمات درمانی انجام دهند. این امر به شرکت های بزرگ و بخش مالی نیز گسترش می یابد. که کمتر از خدمات دولتی قابل مشاهده است ، در چنین شرایطی بخش خصوصی می توانند به کاهش صدمات اجتناب ناپذیر اقتصادی و تأثیر آنها بر قشر آسیب پذیر کمک کنند.

مقایسه بحران اقتصادی سالهای 2008 و 2009 با اوضاع کنونی خالی از لطف نیست . نتایج ارزشمندی از مطالعه عواقب بحران اقتصادی سالهای 2008 و 2009 بدست آمد : از جمله در امریکا حوزه مسکن با زیان قابل ملاحظه مواجه شد و سرمایه صندوق های بازنشستگی برباد رفت، نرخ بیکاری به 10٪ افزایش یافت و در مجموع 9800 میلیارد دلار زیان ناشی از این بحران بود.

اکنون برپایه اطلاعات و تجربیات موجود قبلی، با توجه به اینکه بحران کرونا زندگی و همچنین تأمین معیشت مردم را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار می دهد ، اقتصاددانان برای پیش بینی و پی بردن به این نکته که اقتصاد جهان در حال رکود است چندان نیازی به اطلاعات رسمی و تایید شده نخواهند داشت. صندوق بین المللی پول در انتظار یک انقباض نگران کننده در اقتصاد جهان است. جیمز بولارد ، رئیس شعبه سنت لوئیس بانک مرکزی فدرال رزرو آمریکا در مصاحبه ای با بلومبرگ ،تا آنجا پیش بینی کرد که بحران کرونا موجب کاهش 30درصدی  نرخ بیکاری 30 و کاهش پنجاه درصدی تولید ناخالص داخلی (GDP) در آمریکا در سه ماهه دوم سال 2020 خواهد شد.

  • فراخوانی برای اقدام

همه گیری کروناویروس هنوز در ایالات متحده کاملاً آشکار نشده است ، و هیچ کس نمی داند چه زمانی در سطح جهانی به اوج خود می رسد. اما تا آن زمان و تا زمانی که لازم و امکان پذیر باشد و حتی پس از پس از آن ، بانک ها در سرتاسر جهان نقش کلیدی و مثبتی در حمایت از مشتریانی که به هر دلیل به این بیماری دچار شده اند بر عهده خواهند داشت.

در زمان نگارش این مقاله کلیه فعالیتهای کلیدی اقتصادی شرکت های مالی و اعتباری ایتالیا ،از جمله Intesa Sanpaolo و UniCredit  بطور کامل متوقف شده است . این شرکت های برای ادامه حیات اقتصادی و ارائه خدمات به مشتریان خود به فکر ایجاد خط اعتباری اضطراری و تعهدات بازپرداخت منجمد افتاده و آن را اجرایی نموده اند. براساس اطلاعات رسمی ، ایتالیا 60 میلیون نفر جمعیت دارد ، تعداد کشته های Covid-19 در این کشور از کشور چین ، (کشوری با 1.4 میلیارد نفرجمعیت) پیشی گرفته است. بانکها در سایر نقاط جهان ، از جمله ایالات متحده ، شروع به ارائه راه حلهای مشابه کرده اند.

کارهای بیشتری می توان انجام داد اگر اقتصاد بلافاصه بعد از سپری شدن بحران کرونا احیا نشود ، این احتمال وجود دارد که صاحبان مشاغل قادر به بازپرداخت تعهدات قبلی ووام های ضروری خود نباشند. بنابراین بانک ها نقدینگی لازم برای حفظ مشتریان خرد و شرکتی خود را از کجا تامین نمایند؟

آژانس رتبه بندی اروپا Scope رتبه بندی پیشنهادی را ارائه کرده است که در گزارش اخیر آن به تفصیل شرح داده شده است: "عدم پرداخت پاداش مدیریتی ، عدم پرداخت سود سهام یا بازپرداخت سهام ، اقدامات کاهش هزینه مانند اخراج کارمندان و مانع ایجاد ریسک جدید و به عبارتی ضامن بقای سازمان نخواهد بود. این پیشنهاد روی کمک به مشاغل و خانوارهایی که تحت تأثیر این بیماری هستند متمرکز شده است. در این چنین شرایطی ، سود آورترین ترین اقدام  برای بانک عقد یک قرارداد که درآمد زیادی را آید خواهد کرد نخواهد بود بلکه ،تلاش سازمان به جهت جلوگیری از ورشکستگی و اخراج کارمندان آن است. "

این نکته قابل ذکر است: بانکها باید نقش خود را در کاهش عواقب اقتصادی یک فاجعه سلامتی افزایش دهند. با انجام این کار ، با کمک به نگه داشتن مشتریان ، کارمندان و جامعه ، در نهایت مقاومت خود را اثبات می کنند. در چنین مواقعی ، آنها نیاز به رهبری قوی دارند. آنها به حاکمیت خوب نیاز دارند.

 

منبع :

https://www.thebanker.com/Comment-Profiles/Why-the-G-in-ESG-matters-in-times-of-crisis