ميليتاريسم (Militarism ) چیست؟

به معناي ارتش سالاري مي باشد. به چهار حالت در سازمان ارتش مانند جنگجويي ، سروري ارتش بر دستگاه دولت ، بزرگداشت سپاهگيري و بسيج كشور براي هدف هاي نظامي را ارتش سالاري گويند. وقتي اين چهار حالت كاملاً فراهم شد ارتش سالاري كامل گويند. و ميليتاريسم زمينه را براي دژسالاري ، نازيسم ، فاشيسم و فالانژيسم فراهم مي كند.

چگونه در ساختار های مدیریتی سازمان ، مدیریت و برنامه ریزی جای خود را به نظامی گری خواهد داد.

تعریف علم مدیریت

مدیریت عبارت است از فرایند به‌کارگیری کارا و اثربخش منابع مادی و انسانی تحت نظام ارزشی پذیرفته شده آن جامعه با عنایت به اصولی چون برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت بر اساس هدف‌های از پیش تعیین شده. بدین ترتیب می توان وظایف اصلی در مدیریت را در 5 بخش عنوان کرد.    1- برنامه‌ریزی 2- سازماندهی 3-رهبری4-هماهنگی 5- کنترل

نگاهی به اصول چهارده گانه هنری فایول  در مدیریت سازمانی

  • اصول چهارده گانه مدیریت که توسط هنری فایول مطرح شده است، از مهمترین مفاهیم مدیریتی به حساب می‌آید، که به نظر می رسد، جزو اولین مسائلی باشد که هر مدیری نیاز به دانستن آن‌ها دارد، دانستنی که باید در مدیریت به کار آید. این اصول در نگاه اول به نظر ساده و روشن می آیند، اما به وضوح می‌توان عدم رعایت این موارد را نه تنها در مدیریت شرکت‌ها و صنعت گران کوچک و متوسط بلکه در بزرگترین مدیریت‌های ایران دید. اصولی که فایول در اوایل قرن بیستم انها را شناخت و اروپا و آمریکا مدت‌ها پیش آن را باور کردند و دست مایه ی توسعه ی آن‌ها شد.
  • اصل اول – تقسیم کار:دامنه توجه و کوشش را برای هر نفر یا گروه محدود میسازد،همچنین آشنایی و انجام کار را بهبود می بخشد.
  • اصل دوم – اختیار:حق صدور دستور ، که نباید بدون توجه به مسئولیت مورد نظر قرار گیرد.
  • اصل سوم – نظم و انضباط:تمامی افراد دخیل در سازمان باید از یک اصول خاص پیروی نمایند.
  • اصل چهارم – وحدت فرماندهی:از اجراات کاری خویش تنها به یک شخص پاسخگو باشد.
  • اصل پنجم – وحدت هدف:تمامی افراد سازمان دنبال یک هدف مشترک باشند.
  • اصل ششم – تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی
  • اصل هفتم – پاداش کارکنان
  • اصل هشتم –ایجاد تمرکز
  • اصل نهم –چارت سازمانی
  • اصل دهم – نظم و ترتیب:هر شخص و هر شی در مکان خاص خویش قرار گیرد.
  • اصل یازدهم – انصاف
  • اصل دوازدهم – ثبات افراد
  • اصل سیزدهم - ابتکار
  • اصل چهاردم – روح صمیمیت و یگانگی

مع الاسف نگرش مدیریتی در کشور ما بیش از آنکه با تکیه بر اصول علم مدیریت و قوانین پذیرفته شده آن باشد . متاثر از فضای سیاسی و جناح های مختلف حاکمیتی است که منتج به نفوذ افراد با تخصص و یا بعضا" بدون تخصص به سازمان ها و ارگان های مختلف از صنایع خودرو سازی گرفته تا نهادهای پولی و مالی و... شده است . چنانچه در سال های اخیر طبق تحقیقات صورت پذیرفته یکی از دلایل ضعف سیستم بانکی را جذب نیروی های غیر متخصص دانسته اند.لذا عدول از اصول پذیرفته شده مدیریتی که بخشی از آن در بالا به نقل از یکی از نظریه پردازان مشهور جهان در علم مدیریت بیان شد. موجب از هم گسیختگی و بی ثباتی در سازمان خواهد شد. و آن جایی که مدیر بایستی با تکیه بر دانش و با استفاده از ابزارهای لازم اقدام به تصمیم گیری و راهبری سیستم تحت نظارت خود نماید. به ناچار و از راه استیصال روی به نظامی گری آورده و سعی می کند با صدور دستور هایی همچون به چپ چپ و به راست راست سازمان متبوع خود را هدایت نماید. بعضا" اینچنین مدیرانی در این راه از هیچ کاری حتی غیر اخلاقی مانند استفاده از حربه هایی  همچون دروغ و تذویر و نگرش حذف و ترور های شغلی ( زیرآب زنی ) نیز استفاده خواهند کرد. که البته این گونه اقدامات را اقتضای مدیریتی نامیده و بعضا" به آن افتخار نیز می نمایند. فلذا اینگونه است که در ساختار های مدیریتی سازمان ، مدیریت و برنامه ریزی جای خود را به نظامی گری خواهد داد. و فرهنگ مدیریتی به فرهنگ چکمه پَروری تغییر ماهیت خواهد داد.

اما جای این سوال باقی است .

آیا سازمان های انسانی را می توان با قدرت چکمه تا ابد مدیریت و اداره نمود.؟!